تبلیغات
معبر سایبری ابناءالرقیه - مطالب هفته سوم آذر 1396

درباره سایت

سلام و ادب این وبلاگ توسط تیم دانش آموزشی دانش محور تاسیس شده و هدفش آشنایی بیشتر شما کاربران عزیز با اهل بیت میباشد .
به صورت خلاصه وبگاه مذهبی این تیم میباشد .
با همکاری و نظارت شورای محترم پایگاه مقاوت بسیج قائم عج تربت حیدریه

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:



روضه زیبا حاج حیدر خمسه





سلام دوستان این روضه بسیار عالیه حال کردم باهاش 

گریه کردی برای من هم دعا کن 

زمزمه های گرانی بنزین ...



روزنامه اصلاح طلب اعتماد:طبق اطلاعاتی که از مدیران سازمان برنامه و بودجه بدست آمده دولت قصد دارد از ابتدای دی ماه #قیمت_بنزین را به 1500 تومان و قیمت نفت گاز را به 400 تومان افزایش دهد

هنوز انسانیت پیدا میشه ....



رفتم یه سوپرمارکت مجهز که تخم مرغ بخرم. گفت نداریم روبرویی داره.گفتم چرا خودتون نمیارید!گفت بعضی چیزهارو نیاوردیم تا صاحب مغازه روبرویی که یه پیرمرد مسنه هم کاسبی کنه

شایعه سازی تا کجا ؟؟



سلام خدمت دوستان ابناءالرقیه ای شایعه تا کجا ؟

ما داریم به کجا میریم ؟؟

و چه کسانی این ها را باور می کنند ؟؟

ای واییی!!!!


قالب کردن اتاق‌های یک هتل گران قیمت به عنوان جای خواب کارتن خوابهای اروپایی!

این مطالب صرفا جهت رویاپردازی از غرب است نه دلسوزی برای کارتن خوابهای کشور!

یک جرعه کتاب ( 3 )






پا خروسی!

با آن سیبیل چخماقی، خط ریش پت و پهن که تا گونه اش پایین آمده بود و چشم های میشی، زیر ابروان سیاه کمانی و لهجه غلیظ تهرانی اش می شد به راحتی او را از بقیه بچه ها تشخیص داد. تسبیح دانه درشت کهربایی رنگی داشت که دانه هایش را چرق چرق صدا می داد.

اوایل که سر از گردان مان درآورد همه ازش واهمه داشتند. هنوز چند سال از انقلاب نگذشته بود و ما داش مشدیهای قداره کش را به یاد داشتیم که چطور چند محله را به هم می زدند و نفس کش می طلبیدند و نفس داری پیدا نمی شد. اسمش «ولی» بود. عشق داشت که ما داش ولی صدایش بزنیم. خدایی اش لحظه ای از پا نمی شست. وقت و بی وقت چادر را جارو می زد، دور از چشم دیگران ظرف ها را می شست و صدای دیگران را در می آورد که نوبت ماست و شما چرا؟ یک تیربار خوش دست هم داشت که اسمش را گذاشته بود: بلبل داش ولی! اما تنها نقطه ضعفش که دادِ فرماندهان را در می آورد فقط و فقط پا مرغی نرفتنش بود. مانده بودیم که چرا از زیر این یکی کار در می رود. تو ورزش و دویدن و کوه پیمایی با تجهیزات از همه جلو می زد. مثل قرقی هوا را می شکافت و چون تندبادی می دوید. تو عملیات قبلی دست خالی با یک سر نیزه دخل ده، دوازده عراقی را درآورده بود و سالم و قبراق برگشته بود پیش ما. تیربارش را هم پس از اینکه یک عراقی گردن کلفت را از قیافه انداخته و اوراق کرده بود از چنگش درآورده و اسمش را با سرنیزه روی قنداق تیربار کنده بود. با یک قلب که از وسطش تیر پرداری رد شده بود و خون چکه چکه که شده بود: داش ولی!




ادامه مطلب

زنگ تفریح ( 18 )




روباه و زاغ در گلستان به هم رسیدند

تصویر درس روباه و زاغ کتاب فارسی سوم ابتدایی در پارک ملی گلستان به واقعیت پیوست

جنون سیندرلایی ...



عمل دردناک«پا سیندرلایی» بعداز دماغ خوکی،لب شتری وگوش ‌الاغی

عمل هایی نظیر چشم گربه ای،تزریق ژل لب و کاشت گونه که افراد را به بادکنکی که بیشتر به کاریکاتور دست بشر شباهت دارد تبدیل میکند

روایات و سخنان اهل بیت ( 7 )


نرمی گفتار

 مولا امیرالمومنین امام علی (علیه السلام):

 نرمى گفتار ، به بند كشاننده دل است.

 المواعظ العددیّة، ص ۶۰